تبليغاتX
اسهالیات بوسهل مراوی - فاصله
 

جعفر!

من از هر روز عاشق‌ترم و حدس می‌زنم تو از هر روز جعفرتر باشی. جعفر تو کدام زاویه‌ها را کشف کردی؟ من تمام زاویه‌ها را بازرسی کردم. اثری از تو نبود. جعفر من از این‌که تو معروف بشوی کمی ترسیده ام. یعنی احتمال دارد؟ تو حتمن نامرد می‌شوی و اگر این‌قدر جعفر نبودی کاملن مشخص می‌کردی که چرا اثری از  تو نبود؟ حال آن‌که من بودم. تو در آن صورت در خواب هم معروف خواهی شد و دیگر معرفت نخواهی داشت و حتمن امر خواهی شد و من یک عدد منکر خواهم بود که کاملن در حال نهی شدن است. تویوتا که قد کشیدی، لندکروز شدی دوست دارم. جعفر تو اگر موهایت را بهتر درست کرده بودی، دختر عمه‌ی پسری که عاشق دختر عمه‌اش بودی عاشق‌ات می‌شد و خوابش می‌گرفت. اما او با یک کس دیگر خوابش گرفت و تو موهایت ریخت. من خودم شاهد بودم که تو با کس (این‌جا را هر طور دوست داشتی بخوان) دیگری خواب‌ات نگرفت و چقدر حیف شد. کار ساده‌ای بود. می‌توانستی دراز بکشی بعد حتمن خواب‌ات می‌گرفت. این را یک انسان معروف دیگری به من نهی کرده بود و من او را نفی کرده بودم. اما تو در مورد فاصله‌ها کاری از دستت برنخواهد آمد. این یک حرف ساده است. از این ستون تا اون ستون چقدر راهه جعفر؟

 

+ 87/05/07 بوسهل مراوی |